کوکائین ، مافیا ، قلاب ها را فراموش کنید. دیگو مارادونا را باید به خاطر فوتبال و نه ایراداتش به خاطر سپرد – RT Sport News

دیگو مارادونا رهبر بود ، شمایلی که میلیون ها نفر او را دوست داشتند و او را احترام می کردند. او در اندازه مساوی دچار مشکل و برکت است ، وی آخرین بازیکن بزرگ فوتبال است که ما را ترک کرده و باید او را به خاطر فوتبال و نه ایراداتش به خاطر بسپاریم.

دیگو آرماندو مارادونا فقط هشت سال داشت که توسط یک پیشاهنگی از آرژانتینوس جونیورز ، تیم معروف بوینس آیرس ، مشاهده شد. او در زمینهای ترک خورده و غبارآلود که بیشتر از زمینهای بازی به نقشه راه شباهت داشت ، برای Estrella Roja بازی می کرد ، تیم محلی در محله فقیرنشین ویلا Fiorito که وی به خانه می گفت.

بیشتر بخوانید: Diego Maradona dead: افسانه فوتبال آرژانتین در سن 60 سالگی درگذشت

در اولین روز آموزش ، یک مربی آرژانتینوس جونیورس قانع نشد که استعداد خشن پسر کوچک و موی تیره با سن او مطابقت دارد. “ما از او کارت شناسایی گرفتیم تا بتوانیم آن را بررسی کنیم ، اما او به ما گفت که این کارت را روی خود ندارد.” مربی ، فرانسیسکو کورنو ، این داستان را سالها بعد بازگو می کند.

“ما مطمئن بودیم که او ما را درگیر خود می کند زیرا ، اگرچه او دارای هیکل کودکی بود ، اما مانند یک بزرگسال بازی می کرد. وقتی فهمیدیم که او حقیقت را به ما می گوید ، تصمیم گرفتیم خود را صرفاً وقف او کنیم. “

تا آخر عمر بزرگسالی مارادونا ، این داستان به استعاره ای از شخصیت او تبدیل می شود. آن پسر کوچک هرگز او را ترک نخواهد کرد و از زاغه های فقیر نشین به قله فوتبال جهان ، مارادونا اعتماد به نفس ، شادی و شیطنت کودکانه را در زمین ظاهر می کند. او به دلایل بیش از یک دلیل “El Pibe de Oro” یا “پسر طلایی” نامیده شد.

هیچ کس نمی توانست پیش بینی کند که آن پسر مو تار و پوست تیره چه خواهد شد: قهرمانی که توسط لژیون های طرفداران فوتبال موردعشق قرار می گیرد ، چهره اش هزارتوی خیابان های شهر را از کوچه پس کوچه ها تا ساختمانهای بزرگ بوینس آیرس آراسته است ، گسترش یافته است که قهرمان دیگر آرژانتینی ، چه گوارا را که اتفاقاً پرتره او روی بازوی مارادونا فرو رفته بود ، گرفت.

گوارا و مارادونا هر دو رهبرانی کاملاً تفکر ، کاریزماتیک و طبیعی بودند. افول اولی در میان افزایش محبوبیت شهاب سنگی مارادونا توسط فضای سیاسی کشور تسریع شد. اواخر دهه 70 و اوایل دهه 80 در آرژانتین توسط یک جنگ کثیف و یک دیکتاتوری مرگبار تحت نظارت یک نظامی نظامی به ریاست خورخه رافائل ویدلا تحت کنترل قرار گرفت.

دیگو پادزهر بود. کودکی بی خیال در زمین ، آزادی او کشوری را از نگرانی و جنگ رها نکرد و سفر او برای نجات ملت مردمش از ناامیدی در زمین های پراکنده و پاره پایتخت آن آغاز شد.

مارادونا اولین بازی خود را در آرژانتینوس جونیورز 10 روز قبل از شانزدهمین سالگرد تولد خود انجام داد ، و یک بازیکن بزرگتر را به نشانه ورود او به جیب زد و در نهایت توجه بوکا جونیورز معروف را در سراسر شهر جلب کرد. اما پایتخت آرژانتین نتوانست مارادونا را مهار کند و سرانجام هنگامی که بارسلونا برای خدمات خود 5 میلیون پوند (7.6 میلیون ) هزینه ثبت جهانی را پرداخت ، به اروپا نقل مکان کرد.

زمان حضور در بارسلونا به دلیل مصدومیت و درگیری با هیئت مدیره و رفتار بد در زمین ، یک بار ضربه سر و آرنج دو بازیکن قبل از ناکام گذاشتن یک بازیکن در هنگام نزاع در فینال کوپا دل ری در سال 1984 با اتلتیک بیلبائو که در مقابل پادشاه اسپانیا خوان کارلوس اول

اگرچه او در جام بارسا سه جام حذفی به دست آورد ، اما در پایان همان سال ، دو سال پس از ورود به کاتالونیا ، با پرداخت یک رکورد جهانی دیگر 6.9 میلیون پوند (10.48 میلیون دلار) به ناپولی مبارزان ایتالیایی فروخته شد. او در ناپل به یک خدا تبدیل شد و دو عنوان قهرمانی سری A و یک جام یوفا را از آن خود کرد ، اما بهترین بهره های او به عنوان کاپیتان تیم ملی در صحنه بین المللی ظاهر شد.

بیشتر بخوانید: لیونل مسی ادای احترام به “ابدی” دیه گو مارادونا پس از مرگ نماد آرژانتین است

مارادونا یک بار گفت احساس می کند “گویی که آسمان را در دستان خود گرفته است” ، و در آبی سفید و آسمانی آرژانتین جایی است که او اطرافیان خود را بالا برد. هاله و نفوذ او به حدی بود که او آرژانتین را به پیروزی در جام جهانی در مکزیک 86 ha کشاند ، تقریباً به معنای واقعی کلمه تنها.

در فینال مرحله یک چهارم مسابقات ، گل “دست خدا” او مقابل انگلیس ، جایی که او برخاست تا توپ را با مشت از روی یک تنبل و ضرب و شتم پیتر شیلتون به گل انگلیس به تور دروازه بدل کند ، در فرهنگ عامه فوتبال جاودانه شده است. هنرهای تاریک بازی.

تیم انگلیس و بقیه دنیای تماشا ناخواسته از آنچه دیده اند فریاد زدند. فقط داور متوجه نشده بود كه مارادونا كوچك توپ را به تور توراند و در صورت عدم وجود هرگونه تخطی در بازی برای اعلام اشتباه ، نشانه گل بود.

در حالی که ما برای جشن گرفتن با تیمش غرق می شدیم ، مارادونا بی پروا و متعجب بود ، و می پرید و مشت خود را به هوا می انداخت ، انگار لحظه های زودتر از فریب او تقلید می کند مانند یک بچه مدرسه ای معلم را به همکلاسی های خود تمسخر می کند و از آن دور می شود.

این افسانه همان گل است که نبوغ آنچه را رخ داد تحت الشعاع قرار گرفت فقط چهار دقیقه بعد ، هنگامی که مارادونا توپ را در نیمه خود برداشت و پیروت کرد تا خود را از دو هافبک انگلیس آزاد کند. پاهای او مانند پیستون می لرزد و شماره 10 آرژانتینی را از طریق مخالف به نیمه راست منتقل می کند ، جایی که او مسیر پای چپ خود را از کنار بازیکن دیگری عبور می دهد ، مانند یک سارق که قفل را برمی دارد. مدافعان انگلیس نمی دانستند که او به کدام سمت می چرخد ​​و حتی اگر این کار را می کردند مسئله ای نبود. مارادونا بازیکنی بود که شما را به رحمت خود سپرد.

با ترک یک مدافع دیگر برای مرد ، او درون محوطه جریمه قارچ زد و با لرزش در ثانیه ثانیه پای خود ، شیرین ترین آدمک ها را قبل از اینکه توپ را با خونسردی وارد دروازه کند ، به شیلتون فروخت. حرکت نهایی برای فریب دروازه بان با مهارت محض و نه سرمربیگری ، مهر نهایی سلطه بود.

بیشتر بخوانید: ‘ما برای همیشه دلتنگ خواهیم شد’: آرژانتین پس از مرگ دیگو مارادونا در سن 60 سالگی 3 روز عزای ملی را اعلام کرد

این مانند یک بوکسور سنگین وزن بود که یک مشت حذفی را دقیقاً روی دکمه فرود می آورد: ناظران را با هیبت مبهوت و وحشت از بین می برد و کسانی که در حال دریافت هستند نمی دانند چه چیزی به آنها ضربه زده است. این بار هیچ شکایتی ، هیچ استدلالی ، هیچ نگاهی عصبانی بیش از شانه وجود نداشت تا بررسی کند که آیا داور به کم کاری خود عاقل است. این شعر در حرکت و سحر و جادو بود و هر فوق العاده ترکیبی در این بین. این “هدف قرن” بود.

این مارادونا بود: توانایی خدایی و انحرافی ، هرگز تعادل دقیق بین هر دو را پیدا نکرد و در عوض تبدیل به یک استاد مسلط به مهارت هر صنعت شد.

دو گل دیگر مارادونا به بلژیک در نیمه نهایی ، که این بار به ثمر رساند ، آرژانتین را به فینال رساند و آنها مقابل آلمان غربی پیروز شدند. دیگو جام جهانی را تحویل داده بود ، و ملتی را از تاریخ جدیدتر تاریک خود راحت کرده است.

به عنوان یک مرد و بازیکن ، استعداد مارادونا در زمین فقط با نقص خارج از زمین رقابت می کرد. دیگو توانایی بالابردن جهنم را داشت و شیاطین او فقط برای پاسخگویی به تماس خیلی خوشحال بودند. در زیر چراغ های نئون ناپل ، قلاب های اعتیاد به مواد مخدر خود را در روحیه خویشاوندی که او را به یک ستاره تبدیل کرده بود فرو بردند و او را به تاریکی و هرزگی کشاندند.

مهمانی ها ، مشروبات الکلی ، مواد مخدر ، روسپی ها. اینها ثمره کار عشق او در زمین بود و مارادونا خیلی خوشحال بود که خودش را به آن علاقه دهد. اوضاع هنگامی که پس از مثبت بودن آزمایش کوکائین با رسوایی از جام جهانی 94 ایالات متحده به خانه اعزام شد ، به زشتی روبرو شد ، جشن چشم های وحشی پس از گلزنی به یونان نتیجه ای شد و در نهایت این آخرین هدف او برای لا آلبی سلسته.

اعتیاد او سالها قبل آغاز شد. داستان هایی از جلسات مافیایی ، حضور در جمع قاتلان قبیله کامورا و شاهان مواد مخدر در کلوپ های شبانه ناپلی ، که در آن بیشتر به زندگی فریبنده رذیلت فرو رفته بود ، وجود داشت. متأسفانه آن لحظات برای تعریف دیگو مرد اغلب می آید.

وی در جام جهانی 2018 روسیه بار دیگر به دلیل رفتارهای وحشتناک و احساسی خود از صندلی های تماشاگران VIP و شایعات استفاده مخفی مخفی به طور گسترده در میان طرفداران رسانه های اجتماعی منتشر شد.

بسیاری ناراحت بودند که گرایش ها و ضعف های آن پسر کوچک هنوز بر غول یکبار مرد حکمرانی می کند و او را به عنوان سرگرمی در میان کسانی که به سن کافی برای یادآوری سالهای شکوه طلای او نیستند ، ایجاد کرد. اما معصومیت هنوز آنها را دوست داشت.

با این وجود تصمیم گرفت زندگی کند ، نقص های مارادونا او را به یک شخصیت جذاب تبدیل کرده است. یک بار گفته شد که وجود دارد “هیچ کس بزرگتر یا کوچکتر” از مارادونا در فوتبال جهان. درست است ، او قد کمی داشت ، اما سینه بشکه و رانهای لگنده او از ویژگیهای جسمی است که فقط به یاران جنبی نمایش دیگو در زمین هدیه داده نشده است. شخصیت و نفوذ او همچنین مسابقات ، مسابقات ، حتی کل کشورها را به مصرف می رساند.

مارادونا بزرگتر از زندگی بود و زندگی که از رگهای او می گذشت غنی از هوای شکست ناپذیری بلکه ظریف ترین شکنندگی انسان بود. اشتهای حیوانی او برای لذت بردن از هر لحظه شاید همان چیزی باشد که باعث مرگ نابهنگام در سن 60 سالگی شد ، نتیجه یک حمله قلبی پس از خونریزی برایان که همین دو هفته قبل از وقوع همان سرنوشت جلوگیری کرده بود.

چشم انداز فوتبال با از دست دادن استعداد بازدارنده خود Diego Armanda Maradona تاریک تر خواهد شد. در اوج موفقیت در ناپولی ، محلی های دیوانه فوتبال ، بنر خانگی را به دیوار قبرستان آویزان کردند که روی آن نوشته شده بود: “شما نمی دانید چه چیزی را از دست داده اید”.

حالا بازیکن خودش در آن سوی آن بازی هوشمندانه قرار دارد ، طنز این است که او هرگز نخواهد فهمید که دنیای فوتبال چقدر درخشان ترین ستاره درخشان و زودرس خود را از دست خواهد داد. همانطور که آرام گرفته است ، بیایید او را به خاطر فوتبالش به یاد بیاوریم ، قضاوت در مورد ایرادات ما نیست.

توسط دنی آرمسترانگ